شمس الدين حافظ
168
سفينه حافظ ( فارسى )
حرف چ ( 1 غزل ) [ از من دلشده آن يار نمىپرسد هيچ ] 1 [ 1 ] شماره مسلسل 136 از من دلشده آن يار نمىپرسد هيچ * خبرى زين دل بيمار نمىپرسد هيچ دى بسر منزل من آمد و احوال بديد * گفت چونست ترا يار نمىپرسد هيچ او طبيب من و من خسته و بيمار غمش * چون طبيبست كه بيمار نمىپرسد هيچ گفتمش بخت من و طالع شوريدهء من * خسته مىبيندم آن يار نمىپرسد هيچ جانم از فرقت رويش بلب آمد صد بار * كه ازين دلشده يكبار نمىپرسد هيچ دوش در خواب رخ چون مه او مىديدم * به من او گفت ترا يار نمىپرسد هيچ آن طبيب ازلى گو نظرى كن كه مرا * حافظ دلشده را يار نمىپرسد هيچ
--> [ 1 ] پاورقى غزل 1 - يكتائى غزل فوق را اصيل و از حافظ دانسته ، در قدسى و سودى از اين غزل اثرى نيست ، خلخالى باحتمال قوى آن را از حافظ ندانسته و در ساير نسخ كمتر ديده شده است . پژمان آن را منسوب بحافظ مىداند .